شمارهٔ ۱۳۱
پاره سازد غم تو رشته تدبیر امیدبگسلد زورگر کین تو زنجیر امید
بارها رهزن غم، قافله صبر مراکرده تاراج و شده باعث شبگیر امید
زان همی خیزدم از دل شرر نومیدیکه مرا آمده بر سنگ جفا تیر امید
میشوم زود تسلی و ز بس نومیدمنسزد دست وفای تو عنانگیر امید
میلی از صیدگه عشق بپرهیز که هستکمترین صید درین بادیه، نخجیر امید