گنج

شمارهٔ ۱۲۱

۵ بیت
ز بس کان سست پیمان در حق من بدگمان باشدعجب دانم که دیگر در مقام امتحان باشد
دل خود را به کینم داده آن نامهربان عادتبه آن غایت که بعد از آشتی هم سرگران باشد
مرا در بزم سازد هر زمان از وعده‌ای خوشدلولی چون بنگری، روی سخن با دیگران باشد
درین بی‌اعتباریها، به این مقدار خرسندمکه در بزم رقیبان رفتنش، از من نهان باشد
ز کویت گر سفر کردم، مرنج از من که چون میلیتمنّایم همان، شوقم همان، عشقم همان باشد