گنج

شمارهٔ ۱۱۷

۶ بیت
چو همرهی به من آن سرو خوشخرام کندز بیم طعنه، به هرکس رسد سلام کند!
خیال وصل تو در خاطر است خلقی راکسی ملاحظه خاطر کدام کند؟
ز دیدن تو دلم یافت لذّتی که فلکنعوذباللّه اگر فکر انتقام کند؟
رسانده مردن دل به آنکه گر خواهدبه یک نگاه دگر، کار خود تمام کند
نه آشنا و نه بیگانه‌ای، نمی‌دانمکه اختلاط چنین را کسی به نام کند
به آن رسیده که میلی ز تلخکامی هجرمی وصال تو بر خویشتن حرام کند