شمارهٔ ۱۱۶
آن نیست که دل به جا نشیندتا سر ننهد ز پا نشیند
رویی که ظهور حسن خواهددر منظر چشم ما نشیند
تیر تو نشسته در دل تنگجان گر برود، کجا نشیند
صد خانه شکافد و چو غنچهدر پرده به صد حیا نشیند
چون دیده پرد به بال شادیدل منتظر بلا نشیند
گفتیم ترا دعا و رفتیمتا غیر به مدعا نشیند
تا بار دگر کند جداییآید که دمی به ما نشیند
تو درد دلی تمام، میلیکس با چو تویی چرا نشیند