گنج

شمارهٔ ۱۱۱

۵ بیت
آن جفا پیشه که آیین وفا نشناسدتا به سویم نگرد، کاش مرا نشناسد
دیده از زخم خدنگ تو ببستم که ترااز پی دعوی خون، روز جزا نشناسد
غایت ناکسی‌ام بین، که به این رسواییاگر از یار بپرسند، مرا نشناسد
دارم اندیشه بسیار ز بدخویی غیرگرچه آن طفل هنوزم ز حیا نشناسد
بخت بدبین که به میلی نکند غیر جفاخردسالی که جفا را ز وفا نشناسد