شمارهٔ ۱۱۰
چون دیدیام، نظر به زمین دوختن چه بوددر پیش سرفکندن و افروختن چه بود
اکنون که کار عشق من از امتحان گذشتآن غمزه را ستمگری آموختن چه بود
خشنودی رقیب، غرض گر نداشتیبی موجبم به داغ جفا سوختن چه بود
منعت ز آشنایی من گر نکرده غیردر پیش من، ز دیدنش افروختن چه بود
میلی به یک نظاره چو از دست رفتهایعمری غرض ز عافیت اندوختن چه بود