گنج

شمارهٔ ۱۰۹

۵ بیت
نا کرده کار دلبر من دل به کین نهادلطفی نکرده طرح جفا بر زمین نهاد
چون بنگرم درو؟ که چو اندیشه کردمشصد عقده پیش فکر ز چین جبین نهاد
کو آنکه تا غبار غم از دل بشویدمپیش آید و به چشم ترم آستین نهاد
حسن تو پیش پای هوس، چوب دورباشبا دستیاری نگه شرمگین نهاد
میلی، ز عشق دوست کجا یافت لذّتیهر کس مدار کار به دنیا و دین نهاد