شمارهٔ ۱۱
ای از کرشمه رخنه گر جان من بیاآشوب دین و آفت ایمان من بیا
ای کینه ساز عربده پرداز من، مروای زود خشم دیر پشیمان من بیا
رفتی و دیده چون صدف بی گهر بماندای نور دیده گهر افشان من بیا
هجر تو ساخت خانه صبر مرا خراببهر عمارت دل ویران من بیا
گمنام عشق را نتوان یافت ای اجلروزی که آیی، از پی افغان من بیا
دارد عزیمت دل میلی خدنگ نازای مرهم جراحت پنهان من بیا