گنج

شمارهٔ ۹۱ - ای جوانی تو را کجا جویم

ای جوانی تو را کجا جویمبا که گویم غم تو گر گویم
یاسمین تو تا سمن گشته ستسمن و یاسمین نمی بویم
نزد خوبان سیاه روی شومتا ز پیری سپید شد مویم
موی و رویم سپید گشت و سیاهروی شد موی و موی شد رویم
نشود پاک رنگ هر دو همیگرچه هر دو به خون همی شویم
گر مرا شهریار شهر گشایبند کرده ست بنده اویم
مجلس او چرا نمی سپرمگر ز باغ هنر همی رویم
گاه تازه چو لاله بر چمنمگاه یازان چو سرو بر جویم
یاربم عفو او تو روزی کنکز جهان عفو او همی جویم