گنج

شمارهٔ ۶۶ - ثناگری

ای نظم تو چو رای بگذشته از اثیردر نظم هست لفظ تو چون لؤلؤ نثیر
ماننده ستاره ست اندر شب سیاهمعنی روشن تو در آن خط همچو قیر
در بزم و رزم چون تو که باشد شجاع و راددر نظم و نثر کیست چو تو شاعر و دبیر
گویا شود ز خواندن شعرت زبان گنگروشن شود ز دیدن آن دیده ضریر
هنگام فضل طبع تو بحری بود دمانهنگام جود دست تو ابری بود مطیر
تا در جهان جوانی و پیری بود مدامجفت و قرینت بخت جوان باد و رای پیر