شمارهٔ ۳۴ - مدح صاحب دیوان مولتان
خواجه عمید صاحب دیوان مولتانفرزانه ایست کافی و آزاده ایست راد
در عالم عطیت معطی چو او نبودوز مادر کفایت کافی چو او نزاد
چون ابر بر بساط سخا راد کف نشستچون کوه در مصاف هنر پر دل ایستاد
راهی که او سپرد به همت نکو سپردرسمی که او نهاد به حشمت نکو نهاد
هرگز به هیچ مکرمت از خود عجب نکردروزی به هیچ تربیت از ره نیوفتاد
نه چون تنگ دلان بفزایش نمود فخرنه چون سبکسران به ستایش گرفت باد
تا شد گشاده ما را یک در به صحبتشبر ما ز شادمانی صد در فزون گشاد
چونین که در فراقش بودیم بس غمینوالله که از وصالش هستیم سخت شاد
پیوسته شاد باد که شادیم ازو همهزو خرمیم سخت که در خرمی زیاد
هست او چنانکه باید و چون او ز خلق نیستبادا چنانکه خواهدو بدخواه او مباد