گنج

شمارهٔ ۱۸ - عرض بیچارگی و آرزوی گرمابه

گرمابه سه داشتم به لوهوروین نزد همه کسی عیان است
امروز سه سال شد که مویممانندهٔ موی کافرانست
بر تارک و گوش و گردن منگویی نمدِ ترِ گران است
از رنج دل اندکی بگفتمباقی همه در دلم نهانست
پاداش من درین غم و رنجبر ایزد پاک غیب‌دان است