شمارهٔ ۱۱۴ - چون بدیدم به دیده تحقیق
چون بدیدم به دیده تحقیقکه جهان منزل فناست کنون
راد مردان نیک محضر راروی در برقع حیاست کنون
آسمان چون حریف نامنصفبر سر عشوه و عناست کنون
دل فگارست همچو دانه از آنکزیر این سبزه آسیاست کنون
طبع بیمار من ز بستر آزشکر یزدان درست خاست کنون
در عقاقیر خانه توبهنوشداروی صدق خواست کنون
آن زبانی که مدح شاهان گفتمادح حضرت خداست کنون
لهجه پر نوای خوش نغمتبلبل باغ مصطفاست کنون
سر آسوده و تن آزادپنج گز پشم و پنبه راست کنون
مدتی مدحت شهان کردمنوبت خدمت دعاست کنون