گنج

شمارهٔ ۳۶

۸ بیت
جز سر زلف تو دل که راه ندارددر همه عالم کس این پناه ندارد
سر که نیارم به کس ز خاک در تو استشاه نه شاه است اگر کلاه ندارد
تا به خرابات چشم های تو ره بردشیخ دگر میل خانقاه ندارد
تکیه به روی تو کرده زلف تو پس چیستکافر اگر در بهشت راه ندارد
طلعت تو جای حیرت است به قامتروز قیامت که مهر و ماه ندارد
زلف ازان سوی برد دل، خط ازان سویچون تو شهی بی نسق سپاه ندارد
بوسه ازان لب بده، به غمزه ازان چشمفتوای پیر مغان گناه ندارد
هر که تو خواهی بکش به غمزه به ابرودولت حسن تو دادخواه ندارد