گنج

شمارهٔ ۳۴

۶ بیت
رفتم کنارش امروز جا گوشواره‌ام داداین تخت و بخت و دولت ماه ستاره‌ام داد
صد شکر و شادمانی گیسو فکند یک سویک گوشه در گلستان راه نظاره‌ام داد
من شکر این چه گویم؟ آورد پیش رویممن یک دو بوسه گفتم، او بی‌شماره‌ام داد
دستم گرفت و پایی آهسته بر سرم زدجان بر در مقابل خلخال و یاره‌ام داد
گفتم: لبت بگیرم، بگذارمت بمیرملب غنچه کرد و خندید، عمر دوباره‌ام داد
چشم خوشش «وفایی» رسوای عالمم کردپیر مغان چه پنهان می آشکاره‌ام داد