گنج

شمارهٔ ۷۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انشد۸ بیت
چون عکس رخ دوست در آینه عیان شدبر عکس رخ خویش نگارم نگران شد
شیرین لب او تا که به گفتار درآمدعالم همه پر ولوله و شور و فغان شد
چون عزم تماشای جهان کرد ز خلوتآمد به تماشای جهان جمله جهان شد
هر نقش که او خاست بر آن نقش برآمدپوشید همان نقش و بدان نقش عیان شد
هم کثرت خود گشت درو واحد خود دیدهم عین همین آمد و هم عین همان شد
جائی همه اسم آمد و جایی همگی رسمجائی همه جسم آمد و جائی همه جان شد
هم پرده برانداخت ز رخ کرد تجلّیهم پرده خود گشت و پس پرده نهان شد
ای مغربی آن یار که بی نام و نشان بوداز پرده برون آمد و با نام و نشان شد