گنج

شمارهٔ ۷

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: لما۸ بیت
به‌دست خویش چهل صبح بامداد الستندید تخم گلی تا نکشت در گل ما
چه ماه بود که از آسمان فرود آمدنشست خوش متمکن به برج منزل ما
ملک که بود که افتاد در چه بابلچه سحرهاست در این قعر چاه بابل ما
چه موج‌ها که پیاپی همی‌رسد هر دمز جوش و جنبش دریای او به ساحل ما
هزار نقش به یک لحظه می‌پذیرد دلببین چه نقش‌پذیر است قلب قابل ما
به هر گره که وی از زلف خویش بگشایداز او گشاده شود صد مشکل ما
اگر ز حضرت ما آرزوی مقبولی‌ستبیا ز هندوی او شو که هست مقبل ما
چو مغربی نظر از عین کائنات بدوزاگر کمال طلب می‌کنی ز کامل ما