گنج

شمارهٔ ۶

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ما۱۰ بیت
ورای مطلب هر طالب است مطلب مابرون زمشرب هر شارب است مشرب ما
به کام دل به کسی هیچ جرعه ای نرسیداز آن شراب که پیوسته می کشد لب ما
سپهر کوکب ماست از سپهر ها برونکه هست ذات مقدس سپهر کوکب ما
بتاختند اسب دل ولی نرسیدسوار هیچ روانی به گرد مرکب ما
هنوز روز و شب کائنات هیچ نبودکه روز ما رخ او بود و زلف او شب ما
کسی که جان و جهان داد عشق او بخریدوقوف یافت ز سود زیان بکسب ما
ز آه و یارب ما آن کسی خبر داردکه سوخته است چو ما او ز آه یا رب ما
تو وین و مذهب ما گیر در اصول و فروعکه دین و مذهب حق است دین و مذهب ما
نخست لوح دل از نقش کائنات بشویچو مغربیت هست اگر عزم مکتب ما
چه مهر بود که بسرشت دوست در گل ماچه گنج بود که بنهاد یار در دل ما