گنج

شمارهٔ ۵

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ا۹ بیت
چه مهر بود که بسرشت دوست در گل ماچه گنج بود که بنهاد یار در دل ما
به دست خویش چهل صبح باغبان ازلندید تخم گلی تا نکشت در گل ما
چه ماه بود که از آسمان فرود آمدنشست خوش متمکن به برج و منزل ما
ملک که بود که افتاد در چه بابلچه سحرهاست درین قعر چاه بابل ما
چه موجها که پیاپی همی رسد هر دمز جوش و جنبش دریای او به ساحل ما
هزار نقش به یک لحظه می پذیرد دلببین چه نقش پذیر است قلب قابل ما
به هر گره که وی از زلف خویش بگشایداز او گشاده شود صد هزار مشکل ما
اگر ز حضرت مات آرزوی مقبولی ستبیا و هندوی آن شو که هست مقبل ما
چو مغربی نظر از نقش کاینات بدوزاگر کمال طلب می کنی ز کامل ما