گنج

شمارهٔ ۶۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ود۱۰ بیت
بیرون دوید باز ز خلوتگه وجودخود را بشکل و وضع جهانی بخود نمود
اسرار خویش را به هزاران زبان بگفتگفتار خویش را بهمه گوشها شنود
در ما نگاه کرد هزاران هزار یافتدر خود نگاه کرد بغیر از یکی نبود
در هرکه بنگرد همه عین خود بدیدچون جمله را برنگ خود آورد در وجود
یک نکته گفت یار، ولیکن بسی شنیدیکدانه کشت دست، ولیکن بسی درود
خود را بسی نمود بخود یار و جلوه کردلیکن نبود هیچ نمودی جز این نمود
از دستی هستی همه عالم خلاص یافتتا یار بر جهان در گنج نهان گشود
کس در جهان نماند کزو مایه نبردآنمایه بود یا نه اصل زیان و سود
با آنکه شد غنی همه عالم ز گنج اویکجو ازو نه کاست نه یکجو دراو فزود
چون مغربی هرآنکه بدان گنج راه یافتبگشود بر جهان کف و گنج عطا نمود