گنج

شمارهٔ ۶۱

هر زمان خورشید او از مشرقی سر بر کندماه مهر افزاش هر دم جلوه دیگر کند
از برای آنکه تا نشناسد او را هر کسیقامت زیباش هردم کسوتی دیگر کند
صورت او هر زمانی معنی دیگر دهدمعنیش هر لحظه از صورتی سر بر کند
ابر فضلش چون ببارد بر زمین ممکناتآنزمین و آسمان را پر زماه و خور کند
چون بتابد آفتاب حسن او بر کائناتنور او از روزن هر خانه سر بر کند
در مظاهر تا شود ظاهر جمال روی اوهر دو عالم را برای روی خود منظر کند
هرکه از جان شد غلام درآستان گهشحضرت اورا برفعت شاه صد کشور کند
مغربی گر سر بفرمانش درآرد بنده وارلطفش اورا بر همه گردنکشان سرور کند