گنج

شمارهٔ ۵۹

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ماینبود۸ بیت
ساختی از عین خود غیری که عالم این بودنقشی آوردی پدید از خود که آدم این بود
هر زمان آری برون از خویشتن نقشی دگریعنی از دریای ما موج دمادم این بود
هستی خود را نمودی در لباس مختلفیعنی آنچه عالمش خوانند و آدم این بود
برنگین خاتم دل گشت نامت منقّشدل ترا چون خاتم آمد نقش خاتم این بود
جامع ذات و صفات عالم و آدم بکلاحمد آمد یعنی این مجموع عالم این بود
اسم اعظم را جز این مظهر نباشد در جهانبگذر از مظهر که عین اسم اعظم این بود
فاتح باب شفاعت خاتم ختم رسلآنکه فتح و ختم شد او را مسلّم این بود
آخر سابق که نحن الاحزون السابقونآنکه در گل آمد و بر گل مقدم این بود