گنج

شمارهٔ ۵۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اح۹ بیت
سحرگهی که موذن بفالق الاصباحصلای زنده دلان میدهد؛ بخوان صلاح
تو رو به خانهٔ خَمار عاشقان آوربرای راحت روحت طلب کن از وی راح
کلید فتح دلِ اهل دل، بدست دل استگشایشی طلب از وی که عنده مفتاح
از آن شراب که از دل همی بَرَد احزاناز آن شراب که در جان درآورَد افراح
از آن مئی که ازو زنده است جان مسیحاز آن مئی که در اشباح در دمد ارواح
نجات هردو جهان را از آن شراب طلبکه اوست در دو جهان موجب نجات و نجاح
به پیش پرتو آن مِی چراغ فکر و خردچه پیش ضوء صباح است کوکب مصباح
به هر که ساقی ازین باده داد رَست از خودهر آنکه رَست ز خود یافت در دو کَون فلاح
بیا و بر دل و بر جان مغربی می ریزمئی که هیچ مُلَوَّث نمیکند اقداح