شمارهٔ ۴۷
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: بیانتهاست۷ بیت
دل شد اندر پیچ و تاب حلقه گیسوی اوستپیچ و تاب حلقه ی گیسوی او بی انتهاست
در سر زلفش ندانم دل کجا افتاده استتا کدامین موی دارد موی او بی انتهاست
هر کسی را هست راهی سوی او در هر نفسراها در هر نفس زانسوی او بی انتهاست
ره بکویش هر که برد از وی برون ناید دگرچون برون آید دگر چون کوی او بی انتهاست
بهر هر دل هر طرف مهراب دیگر مینهدابروش زان قبله ابروی وی بی انتهاست
طاقت نیروی بازویش کجا دارد دلمزانکه دل بیطاقت و نیروی او بی انتهاست
مغربی را کوی دل اندر خم چوگان اوستعرصه میدان برای کوی او بی انتهاست