گنج

شمارهٔ ۴۴

آنکه او در هر لباسی شد عیان پیداست کیستوانکه هست از جمله عالم نهان پیداست کیست
آنکه از بهر تماشا آمد از خلوت برونتا همه عالم بدیدندش عیان پیداست کیست
آنکه چون آمد بصحرای جهان ما ظهورکرد در بر خلعتی از جسم و جان پیداست کیست
وانکه در عالم شد از پی نام و نشاگبعد از آن کاو بود بی نام و نشان پیداست کیست
وانکه بهر خود باسم و رسم عالم شد پدیدوانکه اکنونش همیخوانی جهان پیداست کیست
پیش او گر ز بر بالای جهان او رسته استزیر و بالای زمین و آسمان پیداست کیست
نیست پنهان پیش چشم اهل بینش آنکه اوصد هزاران جامه پوشید هر زمان پیداست کیست
شکل پیری و جوانی روی پوشی پیش نیستمختفی در پیر و پیدا در جوان پیداست کیست
آنکه گوید مغربی را کاین سخنها را بدانبعد از آن بر هر که میخوانی بخوان پیداست کیست