گنج

شمارهٔ ۲۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: وست۹ بیت
ساقی باقی که جانم مست اوستباده در داد کان بیرنگ و بوست
بی دهن جان باده را در کشیدکاو منزه از خم و جام و سبوست
نور می در جان و در دل کار کردنار وی در استخوان و مغز و پوست
دیدم از مستی چو مستی را قفاعالمی را بی قفا دیدم که روست
چون حجاب ما یقین شد مرتفعهردو عالم را بکل دیدم که اوست
مهر بکد آنرا که ذره خواندمیبحر بود آنرا که می گفتم جوست
زشت و نیکو می نمود اما نبودهر کرا من گفتمی زشت و نکوست
هر کرا دشمن همی پنداشتمآخرالامرش چو دیدم بود دوست
مغربی چون اختلافی نیست هیچرو زبان درکش چه جای گفتگوست