گنج

شمارهٔ ۲۲

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ات۸ بیت
اگر ز روی براندازد او نقاب صفاتدو کَون سوخته گردد ز نور پرتو ذات
به پیش تاب تجلی ذات محو شودچنانکه هست کشته از فروغ صفات
مجوز کَون و ثباتی به پیش برتو اوکه بسته را نتوان بافت پیش باد ثبات
دلا نقاب برافکن ز روی او و مپرسز آنکه سوخته گردی در آتش سبحات
بنور روی تو کان نور نور انوار استبخاک کوی تو کان آتش است و آب حیات
ازین هلاک میندیش و باش مردانهکه آن هلاک بود موجب خلاص و نجات
اگر تو محو نگردی کجا شوی مثبتبمحو خویش طلب گر طلب کنی ثبات
بمغربی است نهان آفتاب رخسارشاگرچه هست عیان از فروغ او ذرات