شمارهٔ ۱۸
ای کائنات ذات ترا مظهر صفاتوی پیش اهل دیده صفات تو به ز ذات
تا روی دلفریب تو آهنگ جلوه کردشد جلوه گاه روی تو مجموع کاینات
تا آفتاب حسن و جمالت ظهور کردظاهر شدند جمله ذرات ممکنات
از بس که ابر فیض تو بارید بر عدمسر بر زد از زمین عدم چشمه حیات
خاک عدم نکرد ز آیات یکنظرشد مورد تجلی واردات
ز صنام صومنات چو حسن تو جلوه کردشد بت پرست عابد اصنام سومنات
لات و منا ت را ز سر شوق سجده کردکافر چو دید حسن ترا از منات و لات
ای چرخ را بچرخ آورده عشق تواز شوق تست جمله افلاک را برات
ایطفل لطف ایزد بیچون که چون توتیهرگز ندیده دیده ابا و امهات
ای مخزن خزاین وی خازن امینوی مشکل دو عالم و سر حل مشکلات
ای مرکز و مدار وجود و محیط خودوی همچو قطب ثابت و چون چرخ بی ثبات
گر سوی تو سلام فرستم تویی سلامور بر تو من صلات فرستم تویی صلات
کی چون دهد ترا بتو آخر بگو مرا؟ای تو ترا مزکی و تو ترا زکات
یا اجمل الجمال و یا املح الملاحیا لطف اللطایف یا نکته النکات
یا اشمل ابمظاهر یا اکمل الظهوریا برزخ البرازخ و یا جامع الشتات
هم گنج و هم طلسمی هم جسم و هم روانهم اسم و هم مسما هم ذات و هم صفات
هم مغربی و هم مشرقی و شرقهم عرش و فرش و عنصر افلاک و هم جهات