شمارهٔ ۱۴۹
بیا ز چهره خوبان جمال خود را ببینز خط و خال بتان خط و خال خود را بین
ز شکل و هیاءت و رخسار و ابروی خوبانبه بدر خویش نظر کن هلال خود را بین
بیا بعزم تماشا بکاینات نظرظهور صورت علم و خیال خود را بین
دلم که هست ترا آینه در او بنگراگرچه مثل ندارد ندارد مثال خود را بین
ز اعتدال قد سرو هر پریروییبقدر خویش مگر اعتدال خود را بین
بسوی دل نظری کن که حال دل عجب استز حال طرفه او طرفه حال خود را بین
بحال چاره گری حسن کامل خود رانگر در آینه دل کمال خود را بین
بفقر و فاقه و ذل و تواضعش منگرغنا و عزت و جاه و جلال خود را بین