شمارهٔ ۱۳۴
گه چو چنگم و گاه چو نی بنوازمگه بهر ساز که سازی تو مرا میسازم
چون نیم در تو دمی در من بیچاره بدممی نیاید بطرب هیچکس از آوازم
کبر و نازی که کنی بر من از آن مفتخرمدر میان همه عشاق از آن مینازم
عاشقی به زمنت کو که بوی پردازیدلبری به ز توام کو که بوی پردازم
حسن مجموع بتان در نظرم میآیدچون نظر بر رخ زیبای تو میاندازم
چونکه هر لحظه ز تو حسن دگر میبینمبا تو هر لحظه از آن عشق دگر میبازم
شاهباز تو بدم، دست تو پروازم دادباز بر دست تو آیم چو بخوانی بازم
بلبل روضه بستان و گلستان توامهم بگلزار تو آیم چو دهی پروازم
مغربی نقطه آخر چو به اوّل پیوستدیدم انجام من آنجاست که بود آغازم