شمارهٔ ۹۱۹
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ردارد۷ بیت
کسی که شمع جمال تو در نظر داردز آتش دل پروانه کی خبر دارد
ز مرهمش نشود سود دردمندی راکه زخم کاری تیغ تو بر جگر دارد
ز بیقراری زلفت قرار یافت دلمبه زیر سایه او زان سبب مقر دارد
فضیلتی که جمال تراست بر خورشیدفضیلتی ست که خورشید بر قمر دارد
چه طوطی است خط سبزت، ای پریچهره؟که تکیه بر گل و منقار بر شکر دارد
ز سوز عشق توام آتشی ست در سینهکه اشک دیده چون ناردان شرر دارد
ز آتش دل آشفتگان حذر می کنکه دود خاطر خسرو بسی اثر دارد