شمارهٔ ۹۱۵
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ادمیاید۵ بیت
دل مرا چو ز روی تو یاد می آیدهزار شادی در دل زیاد می آید
تو پای خویش فراموش کرده ای از حسنکجات از من سرگشته یاد می آید
غم تو در دلم آتش نهاد و از لعلتصد آتش دگر اندر نهاد می آید
سواد چین شده زلفین تو که هر سحرمنسیم مشک افشان زان سواد می آید
مراد سینه خسرو تویی و روی تراهر آن صفت که کنم بر مراد می آید