گنج

شمارهٔ ۹۰۶

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: تهاند۹ بیت
مبصران که مزاج جهان شناخته انددو روزه برگ اقامت در آن نساخته اند
خراب گردد این باغ و بر پرند همهنوازنان که درو عندلیب و فاخته اند
عجب ز مویه گری، تیز پر کشد آوازبه خانه ای که سرود طرب نواخته اند
مبین ز سیم و ز آهن تن تو کاهن و سیمبه بوته گل ازینسان بسی گداخته اند
سری که زیر زمین شد نهفته شاهان راهمان سری ست که بر آسمان فراخته اند
تهمتنان که به یک تیر چرخ می شکنندز بهر چیست که شمشیر و خنجر آخته اند؟
نگاهبانی جوهر چو نیست در حد عکسچه سود از آنکه همه دزد را شناخته اند
کسان که شاهد دنیا نمودشان زیبابه خواب گویی با دیو عشق بافته اند
عنان نفس مده، خسروا، به طینت خویشکه عاقلان فرس اندر وحل نتاخته اند