گنج

شمارهٔ ۸۸۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ویمنزند۶ بیت
یک روز یار اگر قدمی سوی من زندبخت رمیده خیمه به پهلوی من زند
خواهم هزار جان ز خدا تا کنم نثاردر هر قدم که سرو سمن بوی من زند
در خورد دوست نیست مگر اشک چشم مندر پیش مردمان همه در روی من زند
مردم در انتظار که کی حلقه بر درمزلف نگار سلسله گیسوی من زند
چشمش هزار قلب شکست، از مژه هنوزلشکر کشد که بر دل بدخوی من زند
خسرو، ز باد صبح رخش دم زنیم و بسلاف محبتش سر هر موی من زند