شمارهٔ ۸۸۲
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارمیکند۷ بیت
شوخی نگر که آن بت عیار میکنددل را به بند زلف گرفتار میکند
هردم به شیوهای ز کسی میبرد دلیدر حلقههای زلف نگونسار میکند
دشمن دریغ بود که ره یافت پیش دوستحیف است گل که همدمی خار میکند
انکار عشقبازی ما میکنند خلقما خاک آن کسیم که این کار میکند
تا دید شیخ رونق بازار عاشقانهر بامداد خرقه به بازار میکند
جز عقل عاقلان نکند صید چشم تومست است و قصد مردم هشیار میکند
در خورد دوست نیست نثار سر و تراخسرو سری که دارد ایثار میکند