گنج

شمارهٔ ۸۸۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رکند۷ بیت
مشتاق چون نظاره آن سیمبر کندطاقت نهد به گوشه و آنگه نظر کند
صورتگری نقش خود از جان کند سخنچون روی او بدید سخن مختصر کند
او پرده بگرفت، بگویید باد راتا خان و مان گل همه زیر و زبر کند
کنعان خراب گشت ز اخوان روزگارباشد کسی که یوسف ما را خبر کند
گویند دوستان دگر کن به جای اومن می کنم، اگر این دل بدخو به در کند
دی پاره کرد سینه مجروح من سرشدر آدمی مگو که به دیوار اثر کند
اندیشه من از دل خودکام خسرو استصعب آتشی بود که سر از خاک در کند