گنج

شمارهٔ ۸۳۷

یارب که دوش غایب من خانه که بود؟تشویش این چراغ ز پروانه که بود؟
من مست بوده ام به خرابات عاشقانآن نازنین به مجلس مستانه که بود؟
باری نبود در دلم امشب نشان صبرتا آن رونده باز به ویرانه که بود؟
از گریه شبانه سرم درد می کندیارب که این شراب زخمخانه که بود؟
می تافت دوش زلف چو زنجیر، وه که بازآن وقت درد بیدل و پروانه که بود؟
فرمان نداده روی تو چندین که آسماناقطاع آفتاب ز کاشانه که بود؟
دست مبارک تو که دی رنجه شد ز تیغآن دولت از پی سر مردانه که بود؟
ماند از بلای خال تو خسرو به دام زلفآن مرغ را نگر هوس دانه که بود؟