گنج

شمارهٔ ۸۲۰

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: رفروشد۹ بیت
هر لحظه چشم شوخت ناز دگر فروشدجوینده بش باید، گر بیشتر فروشد
با آنکه ما نیرزیم از چشم تو نگاهیهم می دهیم جانی، گر یک نظر فروشد
پیوسته گرم بادا بازار تو که در ویلعل تو جان ستاند، چشمم جگر فروشد
بفروختند خلقی جان و جهان ز بهرتاندر جهان کسی خود حسن اینقدر فروشد؟
سوز از جهان برآرد هر روز خنده تولختی نمک بگو تا روز دگر فروشد
صد جان شیرین ارزد هنگام تلخ گفتنآن تلخ پاسخی کو تا زان دگر فروشد
ذکر لب و دهانت در هر دهن نگنجدسرگشته مفلسی کو در و گهر فروشد
رعنا بود نه عاشق کاندیشه دارد از جانکز بهر سهل نقدی عیار سر فروشد
دارنده سر فروشد بهر بتان و خسروگر چه جوی نیر زد، روی چو زر فروشد