شمارهٔ ۸۱۱
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیه: امیبود۷ بیت
هر که به دنباله کامی بودپیش تو چون بنده غلامی بود
شاخ جوانیم ز سر بشکندگر ز توام باز سلامی بود
ماه که در نیم بماند تمامپیش رخت نیم تمامی بود
خون دلم خوردی و بگذاشتیجرعه باقی که به جامی بود
نیز خوشم کز لب چون آتشتهر که نشد سوخته خامی بود
جانش به صیاد نباید سپردهر که چو من بسته دامی بود
دوش به خسرو شکری داده ایزان لب جان بخش که دامی بود