شمارهٔ ۴
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انرا۷ بیت
گه از می تلخ میکن آن دو لعل شکرافشان راکه تا هر کس به گستاخی نبیند آن گلستان را
کنم دعوی عشق یار و آنگه زو وفا جویمزهی عشق ار به رشوت! دوست خواهم داشتن آن را
بران تا زودتر زان شعله خاکستر شود جانمنفس بگشایم و دم میدهم سوزاک پنهان را
بریدم زلف او را سر، که هنگام پریشانیشهادت گوید آن زاهد چو دید آن کافرستان را
نهان با خویش میگویم که هست آن شوخ زآن منمگر روزی دو سه ماند، زبانی میدهم جان را
از او یارب نپرسی و مرا سوزی به جای اوچو سیری نیست از آزار خلق آن ناپشیمان را
بیار آن نامهٔ مجنون که گیرد سبق رسواییبه خون دل چو خسرو شست لوح صبر و سامان را