شمارهٔ ۳
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارا۷ بیت
مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارامن و دردت، چو تو درمان نمیخواهی دل ما را
منم امروز، و صحرایی و آب ناخوش از دیدهچو مجنون آب خوش هرگز ندادی وحش صحرا را
شبت خوش باد و خواب مستیات سلطان و من هم خوششبی گرچه نیاری یاد بیداران شبها را
ز عشق ار عاشقی میرد، گنه بر عشق ننهد کسکه بهر غرقه کردن عیب نتوان کرد دریا را
بمیرند و برون ندهند مشتاقان دم حسرتکله ناگه مبادا کج شود آن سرو بالا را
به نومیدی به سر شد روزگار من که یک روزیعنان گیری نکرد امید، هم عمر روان ما را
مزن لاف صبوری خسروا در عشق کاین صرصربه رقص آرد چو نفخ صور، کوه پای بر جا را