شمارهٔ ۱۹۹۲
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: نبشوی۶ بیت
ترک من خونابه من بین و دست از من بشویترک ترکی گیر و دل را هم ز مرد و زن بشوی
یک نظر می خواهم از چشمت درین خواب اجلیک ره از خواب جوانی نرگس پرفن بشوی
دشمن اندر گریه جان منست ای دوست خیزدوستان کشته را از گریه دشمن بشوی
تیغ مژگان گر چه با چندان کشش آلوده نیستگریه کن بر کشتگان وان تیغ مردافکن بشوی
نیم کشت غمزه کردی نیم خوردی در شرابتهمت جان بهانه جوی را زین تن بشوی
خسروا از دل بسی رفتی تو خاک میکدهچند لاف زهد بازی تری از دامن بشوی