گنج

شمارهٔ ۱۹۳۲

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: انی۸ بیت
ای فتنه ز چشم تو نشانیبالای تو آفت جهانی
مویی ست به زلف تو که صد باربر باد بداد خان و مانی
من با تو به جز نظر ندارمحاشا که به بد بری گمانی
بوسی هوسم کند، ولیکنخشنود نمی شوی به جانی
گر لب نبود، کم از حدیثیور دل ندهی، کم از زبانی
گر می کشدم رقیب بدخویبگذار سگی و استخوانی
ای زلف درو مپیچ زنهارکآزرده شود چنان میانی
دل گم کرده ست خسرو، آن کیستکز گمشدگان دهد نشانی