گنج

شمارهٔ ۱۹۳۰

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: ایی۸ بیت
مرا دل با یکی مانده ست جاییکه ناید روزی از کویش صبایی
همه کس ز آتش بیگانه سوزدمن مسکین به داغ آشنایی
بیا، ای زاغ، کاین آن استخوان استکه بر وی سایه اندازد همایی
مزن طعنه پریشانیم بگذارکه عمرم رفت بر باد هوایی
به جرم عشق کشتن حاجتم نیستکه داند عشق کردن هم سزایی
مه و خورشید گو، بر جای خود باشکه ما هم شاهدی داریم جایی
ز عشقت کار من جایی رسیده ستبجز مردن نمی بینم دوایی
ز تیغت بیم خسرو بیش از این نیستکه گیرد دامنت خون گدایی