گنج

شمارهٔ ۱۸۹۵

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ویی۹ بیت
ای باد صبح گاهی، خه از کدام سویی؟وی بوی مهربانی، وه از کدام بویی؟
گر چه غمت به خونم تعویذ می نویسدتعویذ جانت سازم، ای آیت نکویی
پنهان مشو ز دلها، آتش زن آشکاراهر روز گرم تر کن بازار خوبرویی
خونها ز دیده سویت رفت و شبی نگفتیکای آب آشنایی، تو از کدام جویی؟
تو مست همچو غنچه، دل در خیال حسنتگلبرگ من، نگویی تو در کدام بویی؟
با آن که کشته گشتم از خنجر جفایتبوی وفات آید، گر خاک من بگویی
ای باد، من نیارم گفتن که پاش بوسیلیکن سلام چشمم با خاک در بگویی
چندم ز گریه بگویی، ای پندگو، که بازآپیکان درون سینه، خون از برون چه شویی؟
شب قصه های خسرو پیش که گویم، ای جان؟با تو نگویم، ای دل، زیرا که زان اویی