گنج

شمارهٔ ۱۸۸۸

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ینداری۱۰ بیت
سمن داری به زیر سبزه یا خود یاسمین داریرخی داری به از هر دو، هم آن داری، هم این داری
ز غمزه می کشی، ناوک ندانم بر که خواهی زد؟جنیبت تند می رانی، ندانم با که کین داری؟
از آن زلف و دهان خوش سلیمانی بکن دعویکه هم دیوت به فرمان است و هم انگشترین داری
به زلف کافرت دارم دل کافر مزاج خودبه زناری بدل کردم همین اسباب دینداری
مرا رخساره زرین شد، چو سیمین دیدمت سینهمرا جان آهنین باید، چو تو دل آهنین داری
ترا چون آب حیوان روی و عاشق پیش تو مردهچه سودم از چنان رویی که ما را اینچنین داری؟
حشر در کوی تو زیبد که هستت صورت زیباقیامت بر درت اولی که فردوس برین داری
بر آن عزمم که گیرم ساعد سیمین تو یکدمبه من ده اندکی زان گل که اندر آستین داری
خط سبز از پر طاووس می سازد مگس رانترها کن تا مگس راند که در لب انگبین داری
لب شیرین به خسرو ده، مبادا خط فرو گیردشکر در کام طوطی نه که زاغ اندر کمین داری