گنج

شمارهٔ ۱۸۸۲

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیه: ایی۸ بیت
چو کار جهان نیست جز بیوفاییدرو با امید وفا چند پایی
رها کن، چرا می کنی قصر و ایوانبه جایی که نبود امید رهایی
بلند آفتابی ست هر یک که بینیبگرد اندرو در هوای هوایی
اگر آدمی غرقه گردد به دریااز آن به که با کس کند آشنایی
اگر چه بسی دردها هست، لیکنجداگانه دردی ست درد جدایی
چو دیدی که هستی بقایی نداردز هستی چه لافی در این لابقایی؟
مرو بهر مشتی درم نزد هر خسمکن خدمت گاو چون روستایی
به جیب فلک، خسروا، دست در کنبه هر جا چو دونان چه دامن گشایی؟