شمارهٔ ۱۸۷۵
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اماوبگوی۷ بیت
ای باد صبحگاه به من نام او بگویخوناب غیرتم به لب جام او بگوی
جان بو که خوش برآیدم امروز پیش اوچیزی دگر مگوی، همین نام او بگوی
بستان دعای سوخته ای، وز لبش مراآلوده کرشمه دشنام او بگوی
یار است یا خیال؟ نمی دانم اینقدرآن کیست در طواف بر آن بام او بگوی
شبها منم ز غمزه او غرق خون ناباین ماجرا به نرگس خودکام او بگوی
پیغام داد کز سر تیغت سر افگنمحاجت به تیغ نیست، به پیغام او بگوی
وامی ست جان خسرو از آن روی همچو مهگر ممکن است بر رخ گلفام او بگوی