شمارهٔ ۱۸۵۶
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اچونی۷ بیت
جان من، بی من درمانده تنها چونی؟من ز غم سوخته گشتم، تو بگو تا چونی؟
بندگان را نرسد پرسش مخدوم، ولیای منت بنده، بگو بهر خدا تا چونی؟
هیچ می دانی کآخر غم تنهایی چیست؟هیچ می پرسی، کای غمزده تنها چونی؟
بهر تسکین غریبی چه کمت خواهد شد؟گر بگویی که چه حال است ترا یا چونی؟
بی من سوخته هر شب که حرامت بادابا گل و نقل تر و جام مصفا چونی؟
خسرو از دست تو خود خون دلش می نوشدتو بگو اینکه به نوشیدن صهبا چونی؟
خسرو از دست تو خود خون دلش می نوشدتو بگو اینکه به نوشیدن صهبا چونی؟