شمارهٔ ۱۸۵۵
چو منی را مده از دست که کمتر یابینه چون من یابی هر یار که دیگر یابی
قدر من می نشناسی که چسانم به وفاباش تا صحبت یاران دگر دریابی
میر خوبان ولایت شدی، از ما می پرسکاین ولایت نه همه عمر مقرر یابی
قاب و قوسین خدایست کمان ابرونه کمانی که به دکان کمانگر یابی
نیکویی داری، اندر حق خسرو کن صرفکه بسی خوبی از این دولت بیمر یابی